دوستی ها

خلاصه قسمت 40 سریال ترکی علیرضا (Ariza) | دوبله فارسی و زیرنویس

کانال تلگرام دوستی ها بروزترین مطالب در کانال تلگرام
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.
قسمت 40 سریال ترکی علیرضا

مطالعه خلاصه قسمت 40 سریال ترکی علیرضا

برای مطالعه سایر مطالب به صفحه اصلی دوستی ها مراجعه کنید و روی لینک کلیک کنید

صبح علیرضا چشمانش را در پارکی بین زباله ها باز می کند و به یاد می آورد که افراد مامور وِیژه او را تا صبح شکنجه داده و ارتباطش با اعضای کنسرسیوم را پرسیده بودند اما علیرضا حرفی نزده و شکنجه ها را تحمل کرده بود.
ملک تا صبح عکس های خواهر و خواهرزاده هایش را نگاه می کند و اشک می ریزد. او با عصبانیت دریا را از این که با بوراک رابطه داشته باشد منع می کند اما دریا با پررویی می گوید که خیلی وقت است عاشق بوراک شده و حق ندارد مانعش بشود!
وقتی علیرضا خودش را به ایستگاه می رساند، دوستانش که از دیشب خبری از او نداشتند خیالشان راحت می شود. علیرضا می گوید که باید هرچه زودتر مسئله نوومان را که کش پیدا کرده حل کنند.
مظفر وقتی می فهمد علیرضا را آزاد کرده اند، با این که رد تمام نیروهای ویژه را گرفته، نمی تواند بفهمد چه کسی پشت این قضیه است. علیرضا با این که دوست دارد به هالیده زنگ بزند و او را از نگرانی دربیاورد اما جلوی خودش را می گیرد و قبل از هرچیز به دیدن مظفر می رود. مظفر می گوید: «دوتا احتمال وجود داره. اولیش این که به نحوی وارد رادار یکی از دم و دستگاه های خارجی شدی. یا یه سری که خودشون به سازمان اطلاعات گزارش میدن، سعی کردن ارتباط اصلی خودشون رو به تو اعتراف کنن. » علیرضا با فکر کردن به حرف های مظفر گوشی اش را برمیدارد تا به فواد بگوید که اعضا را دور هم جمع کند. او می گوید: «باید ریسک این که فواد پشت این قضیه باشه رو به جون بخرم. اگه بفهمه اینو از اون پنهون کردم دیگه هیچ وقت به من اعتماد نمیکنه. »
رقیه نگران علیرضا است و پیش هالیده می رود تا ببیند او خبری از علیرضا دارد یا نه. هالیده هم که نگران علیرضا است وقتی می بیند حتی مادرش خبری از او ندارد نگرانی اش بیشتر می شود و بعد می گوید: «علیرضا دیگه جواب زنگ هام رو هم نمیده گمونم حرفای بابام حسابی روش اثر گذاشته. » رقیه می گوید: «من علیرضا رو میشناسم. بابات که سهله، هیشکی نمیتونه علیرضارو به چیزی که نمیخواد راضی کنه دخترم. »
علیرضا مقابل اعضای کنسرسیوم همه اتفاقات دیشب را می گوید. شهموز و غالب با عصبانیت می گویند که حتما علیرضا با افراد اطلاعاتی دست به یکی کرده که آزاد شده و به سمتش حمله می کنند که فواد آنها را آرام می کند و می گوید: «من این کارو کردم تا بتونم آدمی رو که یهو وارد تشکیلاتمون شده رو امتحان کنم! تبریک میگم علیرضا تا صبح شکنجه شد اما کوچکترین چیزی در مورد ما نگفت. » علیرضا می گوید: «این کار شما باعث شد من نوومان رو از دست بدم. »
بوراک سراغ فواد می رود تا به او خبر بدهد که علیرضا با افراد دولت دست به یکی کرده اما فواد او را شیرفهم می کند که گرفتن علیرضا کار خودش بوده. بعد طوری که خودش جوابش را میداند از بوراک می پرسد که آیا ارتباطی با نوومان دارد یا نه؟ بوراک این را رد می کند!

پایان قسمت 40 سریال ترکی علیرضا

برای مطالعه قسمت 41 سریال ترکی علیرضا کلیک کنید.

برای مطالعه همه قسمت های سریال ترکی علیرضا کلیک کنید.

برای مطالعه سایر مطالب به صفحه اصلی دوستی ها مراجعه کنید و روی لینک کلیک کنید.

امیدواریم از مطالعه این قسمت لذت برده باشید. برای حمایت از رسانه دوستی ها عضو کانال تلگرامی dustyha.ir@ شوید و لینک پست را برای دوستانتان ارسال کنید.

1324 بازدید مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 117
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


کانال تلگرام دوستی ها اینستـاگـرام دوستی ها
سنتر دانلود
دانلود سریال ترکیه
فردیس دانلود
مشکی مدیا
مووی لند
سایت نارفیق
ایوا فیلم
سون مدیا
مدیا دانلود 98
دانلود فیلم 1448
الو سریال