دوستی ها

خلاصه قسمت 113 سریال ترکی سیب ممنوعه فصل 5 (Yasak Elma) | زیرنویس و دوبله فارسی

کانال تلگرام دوستی ها بروزترین مطالب در کانال تلگرام
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.
قسمت 113 سریال ترکی سیب ممنوعه

سلام در این بخش به مطالعه خلاصه قسمت 113 سریال ترکی سیب ممنوعه (فصل 5) می پردازیم.

برای مطالعه سایر مطالب به صفحه اصلی سون مدیا مراجعه کنید و روی لینک کلیک کنید

وقتی اندر و جانر به اتاق چاتای در هتل می شوند با دیدن سدایی شوکه می شوند. سدایی از ان ها می پرسد ان جا چکار دارند و اندر و جانر با حرص بیرون می روند.

سدایی لبخندی می زند و یادش میفتد که صب متوجه تعقیب چاتای توسط ان ها شده و این موضوع را به ان ها خبر داده است. چاتای از او خواسته بود اتاق دیگری در هتل بگیرد و او را بازی بدهد.

چاتای و کومرو در اتاق دیگر هسشتند. چاتای رفتن اندر و جانر را از پنجره می بیند و خیالش راحت می شود. کمی بعد دوعان با کومرو تماس می گیرد و از او می پرسد کجاست؟ کومرو که حس می کند پدرش کمی مشکوک شده به دروغ می گوید برای دیدن دوستش که از خارج امده است به هتل رفته است.

دوعان دیگر چیزی نمی گوید و تماس را قطع می کند و به چتین می گوید لحن دروغ کومرو را می شناسد اما فعلا نمی تواند چیزی بگوید. ییلدیز با اندر تماس می گیرد و می گوید فورا به پول نیاز داره و باید هالیت جان رو توی مهد کودک ثبت نام کنه و در مورد همکاری راجب ماجرای نامادری عمر منتظره.

اندر و جانر به رستوران پیش عمر می روند و اندر به عمر میگوید ان ها به همراه ییلدیز برای شروع نقشه اماده اند و بعد در مورد گرفتن پول یاداوری می کند و می گوید ییلدیز به پول احتیاج دارد و بیست درصد پول را پیشاپیش می خواهد.

او نقشه ای ریخته و می گوید باید در خانه پدر عمر نفوذ کنند تابتوانند گلناز رو پیش پدر عمر خراب کنند و باعث جدایی شوند. او می گوید باید امیر را به عنوان خدمه به خانه پدر عمر وارد کنند.

عمر می گوید باغبان ان ها رفته و می توانند به عنوان باغبان استخدامش کنند. اندر می گوید خودش هم باید در ان محله خانه ای اجاره کند تا به گلناز نزدیک باشد. چاتای به خانه می رود و از ییلدیز می خواهد برای شام اندر را دعوت کند چون می خواهد در مورد کار با او صحبت کند.

شب اندر اماده می شود تا به خانه چاتای برود او کارها را از جانر پیگیری می کند و جانر می گوید عمر برای صحبت کردن راجب باغبان به خانه پدرش رفته است.

اندر همچنان اعتقاد دارد که فیضا با چاتای ارتباط دارد و هر طور شده این را بر ملا خواهد کرد. چاتای سر میز شام با طعنه به اندر می گوید شروع به تعقیب سدایی کردی؟ ییلدیز با تعجب موضوع را می پرسد و چاتای می گوید فکر کنم بین سدایی و اندر رابطه ی نزدیکی وجود داره.

اندر می خندد و چاتای به ییلدیز می گوید امروز اندر سدایی رو که با دوستش در هتل قرار داشته تعقیب کرده است. اندر می گوید فکر می کرده سدایی اطلاعاتی رو از شرکت جابجا می کرده و به او مشکوک شده است و با طیعنه به چاتای می گوید هیچکس نمی تونه منو احمق فرض کنه.

ییلدیز به اندر می گوید سدایی ادم مورد اعتماد شرکته و چنین کاری نمی کند. ییلدیز که حس می کند اندر و دوعان بهم میایند به اندر پیشنهاد اشنایی با دوعان را می دهد و می گوید برای فردا شب مهمانی ترتیب می دهد و او را هم دعوت می کند و برای تماس به اتاق می رود.

اندر با تهدید به چاتای می گوید نمی تواند بازیش دهد. در خانه کومر و همراه با دوعان وجانان مشغول شام خوردن هستند دوعان در مورد دوست پسر جانان سوال می کند و کومرو با طعنه می گوید جانان مدام با افراد زیادی اشنا می شود و نمی تواند فرد مورد نظرش را پیدا کند.

ییلدیز تماس می گیرد و برای فردا شب ان ها را برای شام دعوت می کند. کومرو با چاتای تماس می گیرد و در مورد دعوت ییلدیز از او سوال می کند. ییلدیز به اتاق می رود و چاتای سریع تلفن را قطع می کند. کومرو از این حرکت چاتای دلخور می شوذ دوعان هم در مورد تماس دیر وقت از کومرو سوال می کند و کومرو بهانه ای میاورد.

بعد هم راجب بد رفتاریش با جانان به او تذکر می دهد و کومرو راجب جانان بدگویی می کند و جانان هم حرف هایش را می شنود و ناراحت می شود. روز بعد امیر به عنوان باغبان در خانه پدر عمر مشغول به کار می شود.

اندر هم برای اجاره ی خانه ای به ان محله می رود و با هماهنگی امیر ماشینش را وسط کوچه پارک می کند تا بتواند با گلناز که بیرون امده اشنا شود. اون با دیدن گلناز از او تعریف می کند و می گوید تازه به ان محله امده و بعدا او را برای خوردن قهوه دعوت می کند.

چاتای با کومرو تماس می گیرد و کومرو به عمد جوابش را نمی دهد. چاتای متوجه دلخوری کومرو می شود. ییلدیز برای ثبت نام هالیت جان به مهدکودک می رود. ان ها از هالیت جان تست می گیرند و می گویند اسمش را برای قرعه کشی بین متقاضیان می نویسند.

ییلدیز کلافه می شود و اصرار دارد هالیت جان در ان مهد کودک ثبت نام شود. چاتای برای در اوردن حرص اندر از فیضا می خواهد به جای او در جلسه شرکت کند. اندر با دیدن فیضا در اتاق جلسه عصبی می شود و با او بحث می کند.

چاتای با کومرو تماس می گیرد و سعی دارد دل او را بدست بیاورد و بعد با او قرار می گذارد و کومرو را به ویلایی می برد و می گوید از این به بعد همدیگر را در ان جا ببینند تا در هتل مشکلی برایشان پیش نیاید.

او یک سرویس جواهر هم به کومرو هدیه می دهد. ییلدیز با جانر راجب قرعه کشی مهد کودک هالیت جان حرف می زند و از جانر می خواهد شب به مهد کودک برود و تمام اسم های قرعه کشی را هالیت جان بنویسد جانر با کلافگی قبول می کند.

شب در خانه چاتای مهمانی است و همه به انجا می روند. ییلدیز اندر و دوعان را با هم اشنا می کند. اندر می گوید چهره دوعان برایش اشناست و او را در هتل دیده است.

شب جانر برای عوض کردن اسامی قرعه کشی به مهد کودک رفته است او با شنیدن صدای مدیر متوجه می شود ان ها هم خودشان قصد تقلب دارند و می خواهند اسم کسی که پول زیادی به مهد داده را دربیاورند.

اونا به اتاق می روند و جانر شوکه می شود و ادعا می کند بیمار روانی است و از بیمارستان فرار کرده است بعد هم سریع بیرون می رود. او دم خانه ییلدیز می رود و ماجرا را تعریف می کند و ییلدیز از تقلب مدیر مهدکودک عصبانی می شود.

روز بعد چاتای به کومرو پیام می دهد ک هعصر در خانه منتظرش است و شماره ثابت خانه را هم برایش می نویسد تا در نبود انتن با خانه تماس بگیرد.

جانان پیغام چاتای در گوشی کومرو را می بیند و عصبی می شود. او بیرون می رود و سیم کارتی می خرد تا به ییلدیز پیغام دهد. امیر در خانه پدر عمر متوجه می شود گلناز به گل حساسیت دارد و یک محلول حساسیت به گل تحویل اندر می دهد.

ییلدیز به مهد کودک خبر می دهد که از ثبت نام پسرش در ان جا منصرف شده است. ییلدیز به خانه کومرو می رود و دوعان تعاروف می کند تا ییلدیز به داخل برود. ان ها مشغول صحبت هستند که پیغامی ناشناس برای ییلدیز میاید و در ان نوشته چاتای به او خیانت می کند و شماره خونه هم در ان گفته شده است.

ییلدیز شوکه می شود و موضوع را به دوعان می گوید. او به پیشنهاد دوعان با شماره ثابت تماس می گیرد. دوعان لحظه اخر گوشی را از روی بلندگو بر میدارد و روی گوش خودش می گذارد.

در ویللا چاتای به حمام رفته و زمانی که تلفن زنگ می خورد کومرو تصور می کند ممکن است دوست دختر دیگر چاتای باشد برای همین تلفن را جواب می دهد.

دوعان با شنیدن صدای کومرو شوکه می شود. فردی سراغ اندر می رود و به او می گوید شخص مورد نظرش زنده است و اندر شوکه می شود. ان مرد پاکت عکس هایی را به اندر نشان می دهد.

پایان قسمت 113 سریال ترکی سیب ممنوعه

برای مطالعه قسمت 114 سریال ترکی سیب ممنوعه کلیک کنید

برای مطالعه همه قسمت های سریال ترکی سیب ممنوعه کلیک کنید

برای حمایت از سون مدیا عضو کانال تلگرام سون مدیا به آدرس kh7media@ شوید تا از اخبار و قسمت های جدید سریال با خبر شوید و لینک این  پست را برای دیگران ارسال کنید.

11,981 بازدید مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 107
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


کانال تلگرام دوستی ها اینستـاگـرام دوستی ها
سنتر دانلود
دانلود سریال ترکیه
فردیس دانلود
مشکی مدیا
مووی لند
سایت نارفیق
ایوا فیلم
سون مدیا
مدیا دانلود 98
دانلود فیلم 1448
الو سریال